قادر حيدرى فسايى
30
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
قوله : « فان قلت . . . » . جواب اول از اشكال : عملى كه مطلوب للغير مىباشد بر دو نوع است : 1 ) گاهى آن غير ، محبوبيت دارد « 1 » و بخاطر مقدور بودن ، متعلّق طلب قرار مىگيرد . مثل صلوة نسبت به وضوء . وضوء مطلوب للغير است آنگاه اين غير كه صلوة باشد مقدور مكلّف و قابل تكليف است . پس واجب خواهد بود در نتيجه تعريف واجب غيرى بر مطلوب للغير صادق است . 2 ) گاهى آن غير ، محبوبيت دارد ولى بخاطر مقدور نبودن متعلّق طلب قرار نمىگيرد . مثل فوايد و مصالحى كه بر اكثر واجبات نفسيّه مترتب مىشود . واجبات نفسيّه مطلوب للغير هستند آنگاه اين غير كه همان فوايد و مصالح باشد مقدور مكلّف نيست و لذا قابل براى تكليف نمىباشد پس واجب نخواهند بود . در نتيجه تعريف واجب غيرى بر اين واجبات نفسيّه منطبق نخواهد بود . چون فوايد و مصالح واجب نيستند تا اين واجبات نفسيه به منظور توصل به واجب ديگر باشد . نتيجه : واجبات نفسيه داخل در تعريف واجب نفسى و خارج از تعريف واجب غيرى است . فلا اشكال . اشكال مصنف بر جواب : متعلّق تكليف بايد مقدور مكلّف باشد . ولى مقدور بودن متعلّق دو صورت دارد : 1 ) گاهى متعلّق ، مقدور بلاواسطه است . مثل اسباب همچون صيغهى عتق . صيغهى عتق مقدور بلاواسطه است و لذا قابليت دارد كه حكم تكليفى به آن تعلق بگيرد . 2 ) گاهى متعلّق ، مقدور مع الواسطه است . مثل مسببات همچون عتق ؛ عتق مقدور مع الواسطه است ( به واسطهى سبب آن كه صيغهى عتق باشد ) و لذا قابليت دارد كه حكم تكليفى به آن تعلق بگيرد . با حفظ اين نكته ، فوايد و مصالح مقدور مع الواسطه هستند ( به واسطهى اسباب اينها كه همان واجبات نفسيه باشد ) و لذا قابليت دارند كه حكم تكليفى به آنها تعلق بگيرد . آنگاه از وجوب واجبات نفسيه ، وجوب آن فوايد و مصالح كشف مىشود .
--> ( 1 ) - محبوبيت حكم نيست بلكه در سلسله علل حكم است و لذا در متن كفايه ، تهافت نيست .